چهار دست و پا رفتن دخمل گلم
سلام به عسل مامان
امروز آخرین روز بهاری سال 1392 ست . اومدم یه خبر باحال بهت بدم فکر کنم هفته پیش پنج شنبه بود که صبح من کار داشتم اما تنها بودم نمی تونستم شما رو تو هال پذیرایی تنها بذارم به خاطر همین از ترفند همیشگیم استفاده کردم یعنی تلوزیون رو روشن کردم زدم شبکه پویا شما هم حواست رفت به تلوزیون ، چند دقیقه میشه این جوری حواست رو پرت کرد و متوجه نمیشی که من پیشت نیستم وگرنه حتی بعضی وقتا نمیذاری برم تو آشپزخونه به غذام سر بزنم !!! خلاصه بعضی وقتا این جوری به کارام میرسم ...
اون روز هم اتفاقا داشت یه برنامه ای پخش میکرد که چندتا بچه چهار دست و پا راه میرفتن شما هم قشنگ نگاهشون میکردی بعد من اومدم و از جلو تلوزیون برداشتمت چون خاله مهدیه من میگن که بچه ها مخصوصا زیر دو سال نباید تلوزیون ببینن با اینکه ممکنه سرگرم بشن اما ممکنه در آینده بچه های بیش فعالی بشن که نمیتونن خوب تمرکز داشته باشن منم تا مجبور نشم نمیذارم تلوزیون ببینی.
نمیدونم این ماجرا تاثیری داشته یا نه اما همون روز بعد از ظهر داشتم باهات بازی میکردم که متوجه شدم شکمت رو از روی زمین بلند میکنی و چند لحظه ای روی چهار دست و پات میایستی کلی ذوق کردم و بابایی رو صدا زدم تا اونم ببینه اونم کلی خوشحال شد.ببین اینم عکسش:


الهی قربونت برم الان یه هفته ای از این ماجرا میگذره بیشتر تمرین میکنی و بضی وقتا خودت رو جلو میندازی کم کم باید به این فکر باشیم که دکوراسیون خونه رو تغییر بدیم و وسایل شکستنی و خطرناک رو از دمه دستت برداریم .فکر کنم شما تقریبا پنج ماه و یک هفته ات بود که اولین بار خواستی چهار دست و پا راه بری این رو مینویسم چون آدم وقتی بزرگ میشه دائم از مامانش میپرسه کی چهار دست و پا رفتم؟ یا کی اولین بار حرف زدم ؟ و...
راستی تازگی ها کلی از خودت صداهای عجیب و غریب در میاری.نیمدونم تو وبلاگت نوشتم یا نه از خیلی وقت پیش وقتی خیلی خیلی میخوای بیای بغلم یا گرسنته میخوای منو صدا کنی موقع گریه کردن میگی : مِم مِم مِم یا برا بابایی میگی: بِب بِب بِب نمیدونم چه جوری صداهاتو بنویسم ؟؟؟
از اول با مزه گریه میکردی صدای جالبی از خودت در میاوردی که من دوست داشتم حتی گریه کردنت رو یعنی اولش فکر میکردم همه نوزادها این جورین اما عید که رفته بودیم خونه مامان بزرگ من دخترخاله ام وقتی این گریه کردنتو دید کلی خندید گفت ازش فیلم گرفتی وقتی این جوری گریه میکنه ؟ گفتم نه! همه همین جورین گفت نه خیلی باحاله حتما فیلم بگیر اما کی میتونه وقتی تو گریه میکنی فیلم بگیره دلم نمیاد میام آرومت میکنم تازه زیادم طول نمیکشه چون قبلا گفتم که دوربینم میبینی دیگه حواست میره بهش البته همیشه این جوری نیست بعضی وقتا واقعا گریه میکنی و اشکتم زودی در میاد دلم خون میشه اما وقتی با مزه گریه میکنی من میکم یه جورایی داری غرغر میکنی .نازه عزیز دلم بشم با این غرغراش ...
راستی تقریبا دو هفته بعد از دندون اولت دومین مرواریدت هم سر زده کنار اولی . کم کم داری به جمع کباب خورا اضافه میشی.
تقریبا یه ماهه پیش بود که موهانو ماشین کردیم تا خوب در بیاد خیلی نامنظم شده بود حالا موهای جدیدت در اومده جلوش بدونی این که کاری بکنبی بالا وامیسته محمد هادی پسر عمه ات میگه ننه جون موهاشو تیفوسی کوتاه کرده کلی میخندیم آخه راست میگه.این عکستو ببین البته زیاد تو عکس معلوم نیست:

نازه این خنده ماهت بشم شکوفه مامان.
راستی چند روز پیش رفته بودیم بیرون مامان بزرگ برات یه لباس ناز خرید ببین چه قدر خانوم شدی...

راستی چند وقتیه از دست خوردن خسته شدی و گاهی پاهاتم میخوری...

قربون این گیلاس خودم برم.... فعلا.... 


چهار دست و پا رفتن دخمل گلم
